خون
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 17:46
سلام نازنین!بعد پنج سال!!! آمدم بچلانم دلتنگی سنگین این روزها را در میعادگاه شاعرانه مان در فضای به اصطلاح مجازی که این روزها حاصلش آنقدر برای من ارزشمند شده که دلتنگی اش عمر مرا کوتاه می کند. می دانم می آیی و می خوانی. پس: سلام ماه آسمان دلم! سلام نازنین نگار من! سلام به چشمان درشت شب چهاردهی ات! م...
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 13:21
جان من رفت و به چشمان تر خود دیدم گله هایم همگی بغض شد و بلعیدمریشه وقتی ز دل خاک بیاید بیرون بند بادی ست... تو آن بادی و من هم بیدم زلف بر باد مده یاد سرم می آید... سالیانی که سر شانه ی تو خوابیدم پشت من گرم به لبخند ملیحت بوده سیب وقتی که به اصرار لبت می چیدم تو کویری که ترک خورده دلت یک قرن است.....
خون...
-
تاریخ: 1400/11/28 ساعت: 2:54
سلام نازنین!بعد پنج سال!!! آمدم بچلانم دلتنگی سنگین این روزها را در میعادگاه شاعرانه مان در فضای به اصطلاح مجازی که این روزها حاصلش آنقدر برای من ارزشمند شده که دلتنگی اش عمر مرا کوتاه می کند. می دانم می آیی و می خوانی. پس: سلام ماه آسمان دلم! سلام نازنین نگار من! سلام به چشمان درشت شب چهاردهی ات! م...
بیشتر
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 7:03
xa0 xa0 xa0 "دو خط درد دل" یه وقتایی باید تحمل کنیxa0 یه دردای بی منطق و بیخودو مگه مریم عمری تحمل نکردxa0 نگاه بدی که بهش می شدو؟ بهم گفته بودن نرو سمت عشقxa0 شاید نصف عمرت رو ناقص کنی یه دردای نابی رو تو زندگیxa0 یه بارم شده خوبه که حس کنی هنوزم همون مرد بی تجربه مxa0 که هر شب خیابونو گز می کنمxa0...
مسافرت رفت و اجلت سر رسید...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 23:38
چی اومد سر خاطراتت بگو یه گوشه نشستم کنار خودم تو رفتی نفهمیدم اصلا چی شد که یک دفعه اینطور شاعر شدم بذار دستتو حس کنم رو سرم بمون توی خونه به جنگم نرو چقد سهمم از بودنت کم شده بمون خاطرات قشنگم! نرو هوایی شدم با ترانه هنوز... با شعر قدیمیم حظ می کنی؟ یه دیوان تازه بگم، شالتو... با دیوان شعرم عوض می...
کودکانه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 23:38
شب گذشته تو را که به خواب می دیدم به یاد تکیه کلامت دوباره خندیدم بهانه ای که تو را تازه دست من دادند وگرنه تا شب قبل از تو سخت باریدم پس از گذشت زمانی به رنج بی خوابی... تو را به خواب دیدم و دوباره خوابیدم میان هجمه ی مضمون تلخ و تکراری برای قافیه شیرین! تو را پسندیدم ببخش این غزل کودکانه را. باشد؟...
همین
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 23:38
خلوت این ترانه ها بسمه که اسمتو تو ذهن من حک کنه پیرهن پاره مو خودم می دوزم مبادا به شما کسی شک کنه به اون کسی که همدم شباته می خوام نگاه ماهتو پس بدم می خوام همیشه شاعرت بشم که... تقاص اشتباهتو پس بدم برام یقین شده خدا واسه من تنهایی رو داره رقم می زنه "مرد برای هضم دلتنگیاش... گریه نمی کنه قدم می ...
مث آدم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 23:38
یه کاری کن دلم آروم بگیره دلم آشوبه از بس گریه کردم تو رفتی از کنارم تا که یک عمر تموم شهرو دنبالت بگردم مث جغدی شدم که تا قیامت شبا بیدار و روزا غرق خوابه ترانه، ساعت دو، نیمه ی شب دلم درگیره مغزم انقلابه تصور کن نبودنهاتو اینجا من و دیوار و شعر و بغض و بارون چقد تو ذهن من می جنبه فکرت همه دنیا شد ...