دلم آشوبه از بس گریه کردم
تو رفتی از کنارم تا که یک عمر
تموم شهرو دنبالت بگردم
مث جغدی شدم که تا قیامت
شبا بیدار و روزا غرق خوابه
ترانه، ساعت دو، نیمه ی شب
دلم درگیره مغزم انقلابه
تصور کن نبودنهاتو اینجا
من و دیوار و شعر و بغض و بارون
چقد تو ذهن من می جنبه فکرت
همه دنیا شد انگار این خیابون...
که فکرت شعر می شه تو سکوتش
منم با واژه ها در ارتباطم
تموم زندگیم اون یک دو ماهه
که حک شد با تو توی خاطراتم
برو از ذهن اوراقیم بیرون
که بعد از تو همه ش در التهابم
برو بیرون دلم آروم بگیره
بذار امشب مث آدم بخوابم
م.ر.اجل
برچسب:
نویسنده: شیدا یوسفی